با ما تماس بگیرید: 88769210-021 | info@tmksh-co.ir

معماری هند - 3000 ق.م تا 1600 م


هند از نظر جغرافیایی به سه منطقه ی عمده تقسیم می شود. شمال شرقی با کوه های عظیم هیمالیا، شمال غربی با دره های حاصلخیز رودهای سند و گنگ و شبه جزیره ی هند، مرکب از فلات های گرمسیری که به وسیله ی کوه ها و جنگل ها از رودهای شمالی جدا می شوند.

تقریب بین مذاهب یکی از صفات بارز سرزمین هند است، جدای از آیین بودا که زادگاه آن از هند است و بعدها به کشورهای شرق دور منتقل می شود، ادیانی از قبیل «هندوئیزم»، «جینیزم» و «سیکهیزم» همه در هند متولد شدند و نکته ی جالب توجه اینجاست که بعد از ظهور اسلام، مسلمانان نیز هند را مکان امنی جهت زندگی در عین پایبندی به اعتقادات خود دانسته اند.

هنر و تمدن هند ناحیه ی وسیعی را در بر می گیرد که شامل کشورهای هندوستان - پاکستان - نپال - بوتان - بنگلادش - سری لانکا و بخشی از افغانستان است.

نخستین فرهنگ بزرگ هند، در هزاره سوم پیش از میلاد، در اطراف بخش علیای دره سند متمرکز شده بود. موهنجودارو و هاراپا در پاکستان امروزی، از مناطق اصلی گسترش این فرهنگ بود.



هنر و تمدن هند به سه دوره تقسیم می شود:
1) پیش از آریایی (دراویدی)
2) دوره ی آریایی
3) دوره ی اسلامی

1- معماری پیش از آریایی
در شبه قاره ی هند، یکی از قدیمی ترین تمدن های بشر با قدمت 4500 ساله وجود دارد. وجود تمدن بسیار قدیمی تر از دوران آریایی در دو شهر موهنجودارو و هاراپا بوده است.



1-1- موهنجودارو
بقایای معماری موهنجودارو حکایت از تأسیس یک مرکز بزرگ تجاری با شهر سازی پیشرفته و خیابان های شمالی، جنوبی - خانه های چند طبقه - انبارهای غله - استخرهای وسیع و شبکه های پیشرفته فاضلاب دارد. 
ارگ شهر موهنجودارو در بخش غربی شهر قرار دارد. ارگ روی تپه ای مصنوعی به اندازه 40 در 200 متر بر سطح زمین برپا شده است. دروازه ورودی شمالی ارگ با پلکانی به معبد – استوپای بودایی قرن دوم ق.م می پیوندد. در بخش شرقی ارگ رودخانه سند قرار دارد.
از موارد شگفت انگیز تمدن موهنجودارو: 1-پیشرفت در زمینه استاندارد آجرهایی به ابعاد 9/27×42/13×35/6 سانتی متر، 2-شبکه فاضلاب بر اساس اصول فنی و استاندارد، 3-خانه هایی بر اساس نقشه و اندازه یکسان، 4-برقراری عدالت اجتماعی با توجه به وضع ساختمان های شهر موهنجودارو. 



1-2- هاراپا
در بخش های شمالی رودخانه سند و 600 کیلومتری موهنجودارو یا شهر مردگان، در کنار بستر رودخانه سوخاروا از شعبات رود راوی در ناحیه ساهی وال ایالت پنجاب واقع است. هاراپا به مانند شهر موهنجودارو به دو بخش اصلی بزرگ تر غرب یا شهر پایین و بخش کوچک تر شرقی یا ارگ تقسیم شده که در عین کوچک تر بودن، از بخش غربی بلندتر است. هاراپا حدود 101 هکتار وسعت دارد و اندازه ارگ آن 450 متر شمالی-جنوبی و 225 متر شرقی-غربی است. 
هر دو شهر موهنجودارو و هاراپا دارای بناهای یادبود هستند که در ارگ شهر واقع شده و گمان بر این است که برای انبار غله عمومی و معابد خدایان محلی به کار می رفته است. هاراپا در سبک ساختمانی و سایر جزئیات با موهنجودارو تفاوت دارد ولی شباهت ها آن قدر فراوان و قوی است که می توانیم بگوییم این دو شهر و آبادی های مجاورشان، یک تمدن را تشکیل می دهند. 



2- معماری آریایی 
آریاییان دین ودایی را با خود به هند بردند. در این مذهب خدایان متعدد و عناصر طبیعی مورد ستایش بودند. در سده ششم پیش از میلاد، دو دین بزرگ در هند ظهور کردند، یکی آیین بودا بود که تاثیر بسیار زیادی بر فرهنگ و هنر هند داشت. از معماری هندی پیش از آشوکا چیزی به جز خرابه های موهنجودارو به جای نمانده است. گویا بناهای هندی عصر ودایی و بودایی از چوب بوده و احتمالا آشوکا اولین کسی بود که از سنگ برای مقاصد معماری استفاده کرد.
2-1-پرستشگاه های غاری 
شروع معماری مذهبی در هند با پرستشگاه های غاری است. این غارها که به تقلید بناهای چوبی آن دوره ساخته می شدند بناهای تالار مانندی هستند که در اصل صخره های سنگی کنده می شدند و در انتهای تالار فضایی برای پرستش به وجود می آوردند نمونه آن غار «لوماس ریشی» مربوط به سده سوم ق.م در کوه های بربر است.



2-2-استوپا
مهم ترین بناهای اولیه مذهب آریایی در هند استوپا ها هستند. استوپا ها معابد گنبدی شکل و توپری هستند که از مصالح سنگ و آجر با درهای چوبی نقش دار درست شده و عموماً محل حفظ بقایای (خاکستر) قدیسین بودایی است. نمونه های اولیه استوپاها در ماتهورا و دیگر نقاط به دست آمده، ولی عظمت این گونه بناها را در استوپای سانچی متعلق به قرن سوم ق.م مشاهده می کنیم.



هم زمان با آیین بودا، آیین هندو توانست تدریجاً نیروی لازم را برای رقابت با آیین بودا پیدا کند. کما بیش آثار محدودی از معماری هندویی قبل از میلاد مشاهده شده است ولی اکثر آثار معماری هندو را متعلق به سده های چهارم میلادی به بعد می دانند. در همین زمان آیین هندو در ساخت معابد غاری با آیین بودا به رقابت پرداخت و نمونه ای از آن ساخت تندیس هایی عظیم در فرو رفتگی های سطوح غار اودایگیر در مادهیاپرادش است. شاید عالی ترین هنر هندو در جزیره ی الفانتا باشد که درون قله ای را خاک برداری کردند و یک تالار ستون دار عظیم در دلش ایجاد نمودند.




معابد هندو عموماٌ به پرستش دو ایزد (ویشنو و شیوا) و تجلیات آن اختصاص دارد و پیکره ی این خدایان نقش بسیار مهمی در ساختار معابد دارد و معمولاً فضای داخلی معابد چنان اندک است و بر جزئیات خارجی چنان تأکید می شود که رفته رفته مرز میان پیکر تراشی و معماری برداشته می شود. از نمونه معابد هندویی می توان به معبد خورشید واقع در کرناک و معبد خاجوراهو اشاره نمود.



3- معماری اسلامی
اولین مرحله از آشنایی هندیان با اسلام توسط بازرگانان عربی که به سواحل جنوبی هند مسافرت می کردند بر می گردد. مرحله ی بعدی مربوط به آغاز هجوم سلطان محمود غزنوی در قرن 11 میلادی به کشور هند است ولی از آنجایی که جنگ نمی تواند باعث مودت و دوستی و آمیزش فرهنگی گردد تأثیر چندانی در رسوخ فرهنگ اسلامی به هند نمی گذارد. مرحله ی سوم مربوط به دو قرن بعد از آن است و آن هم مهاجرت مسلمانان ایرانی به شبه قاره است. این مرحله نقطه ی عطف آغاز آشنایی وسیع و گسترده فرهنگ و هنر اسلامی در هند است. انتقال اسلام به هند اساساً توسط مسلمانان صورت می گیرد. اوج تجلی هنر اسلامی هند را که هنر «هندو - ایرانی» نامیده می شود، می توان در دوران حکومت مغولان تیموری مشاهده کرد. این شیوه تلفیقی است از معماری هندی (مثلاً استفاده از سنگ برای پوشش و تزیینات) و معماری اسلامی ایران (مثلاً قوس های جناغی و کتیبه ها).
3-1- آرامگاه های هند
مهم ترین بناهای برجای مانده از عهد تیموریان هند، بناهای آرامگاهی است. این آرامگاه ها از سنگ های سرخ و مرمر نماسازی شده و در فضاهای وسیع و سرسبز با تزیینات فراوان قرار گرفته است. پادشاهان هندی نیز به ساخت آرامگاه توجه خاصی نشان می دادند. مجموعه ای از این آرامگاه های متعدد در هند باقی مانده که نمونه ای از آن ها آرامگاه همایون شاه دومین پادشاه «گورگانی» هند است. از سایر آرامگاه ها می توان به آرامگاه «اکبر شاه» و «اعتماد الدوله» اشاره نمود.




3-1-1- آرامگاه همایون شاه
اولین باغ ساخته شده به سبک ایرانی در شبه قاره در این آرامگاه ساخته شد. آرامگاه با شکوه او در دهلی است که به دستور همسر وی حمیده بانو بیگم که در ایران با معماری ایرانی آشنا شده بود، طی هشت سال ساخته شد. ساخت این بنا یک سال پس از مرگ همایون آغاز و در سال ۱۵۶۵ پایان یافت. این مقبره با الهام از مقابر ایرانی و فضای چهار باغ یا باغ جنت ساخته شده که اولین باغ به این سبک در هندوستان به شمار می‌رود. معماران این باغ سید محمد بن میرک غیاث الدین و پدر وی میرک غیاث الدین بودند که از هرات که در آن زمان از شهرهای ایران محسوب می‌شد به دهلی آورده شده بودند.



3-1-2- مقبره اکبر شاه
مقبره اکبر شاه، از بناهای‌ برجسته دوره تیموریان‌ هند در اسکندریه‌ واقع‌ در ۶ مایلى‌ آگره‌. مقبره اکبر یکى‌ از آثار مهم‌ معماری‌ هند در دوره وی‌ و پسرش‌ جهانگیر است‌ که‌ مى‌توان‌ آن‌ را حاصل‌ ذوق‌ آزمایى‌ هنری‌ اکبر در تلفیق‌ سبک های‌ مختلف‌ معماری‌ پیش‌ از عصر خود در هند دانست‌. اکبر با سلیقه ویژه‌، برای‌ اجرای‌ نظریات‌ خود در هنر معماری‌ و پیشرفت‌ آن‌، دست‌ به‌ کارهای‌ متفاوتى‌ زد. به‌ عنوان‌ نمونه‌ باید به‌ تلفیق‌ مکاتب‌ معماری‌ هندی‌ با سبک های‌ معماری‌ دوره اسلامى‌اشاره کرد.



3-2- مسجد و منار قطب
این بنا در دهلی است و به نام های «مسجد جامع» یا «مسجد قوت الاسلام» نیز خوانده می شود. قطب منار توسط «قطب الدین ایبک» به عنوان اولین مسجد مسلمانان در سال ۱۱۹۳ میلادی در هند ساخته شده و در ساختمان آن از مناره ی بناهای کشورهای آسیای میانه (مناره ی جم افغانستان) تقلید شده است. طرح مناره از «پاپیل» های مضرس (مثلث شکل) تشکیل شده و در هر قسمت آن کمربندی از کتیبه های ایرانی کار شده است. ارتفاع منار ۷۲ و نیم متر می باشد. نمای مناره و مسجد تماماً از سنگ های شنی سرخ و مرمر صاف استفاده شده است. این مسجد الگوی سایر مساجد در هند قرار می گیرد.

آنچه این مسجد را جذابتر میکند وجود یک ستون مرموز از فلزی نا شناخته است. این ستون فلزی از آلیاژ ناشناخته ای ساخته شده که هرگز زنگ نمی زند و رنگ عوض نمیکند و فرسوده نیز نمیشود. بر اساس اسناد تاریخی این ستون در زمان سلطنت پادشاهان آریایی گوپتا (که با ساسانیان ارتباطات بسیار دوستانه ای داشتند) پیدا شد و خود آنها هم از ماهیت این ستون خبر نداشتند از اینرو آن را به احترام خدای آریایی ویشنو در مقابل معبد او قرار دادند و بعد که مسلمانان در جای معبد مسجدی بنا کردند این ستون همچنان باقی است. وزن ستون فلزی بیشتر از شش هزار کیلو است.



3-3- تاج محل
این بنا در اصل مقبره ممتاز محل همسر «شاه جهان» است که با 58 متر ارتفاع در کنار رود جمنا و در شهر آگرا ساخته شده و بعد از مرگ شاه جهان جنازه او نیز در همین محل دفن می گردد. این بنا جنبه ای مقدس برای هندیان دارد و آن را جزء عجایب هفتگانه به شمار می آورند. طرح و فرم مجموعه آرامگاه در هرمی «متساوی الساقین» ساخته شده و متفاوت با بناهای دیگر هندی است. طرح بنای مقبره هشت ضلعی است و در اصل از مربعی تشکیل شده که گوشه های آن بریده شده است.



این مقبره دارای چهار گلدسته، گنبدی با پوشش سنگ مرمر و نمایی با سنگ سرخ و مرمر است. ایوان ورودی بنا با نمایی از سنگ مرمر و خط ثلث عالی و معرق های سنگی تزیین شده است. در ساخت این بنا از حداکثر تکنیک و فنون معماری که تلفیقی از معماری هند و ایرانی است استفاده شده است.



در معماری هندو، جسامت بنا نظر گیر است، و در معماری اسلامی، ریزه کاری ها. آن یک عظمت و قدرت داشت، و این کمال و زیبایی. هندوان شور و بارآوری داشتند، و مسلمانان ذوق و خویشتنداری. هندوان بنای خویش را چندان با مجسمه پوشاندند که انسان به تردید می افتد که آن ها را بنا به شمار آورد یا گالری مجسمه. مسلمانان از هر گونه تمثال و مجسمه بیزار بودند و خود را به آرایش گل و نقوش هندسی محدود کردند.



جهان شاه قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در کران دیگر رود جمنا بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل کند تا نشانه‌ای برای پیوند همیشگی او و همسرش باشد. شاه می‌خواست بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید بود، آرامگاه خودش از مرمر سیاه ساخته شود اما این آرامگاه هیچوقت ساخته نشد.

نظر شما در مورد این مطلب


مطالب مرتبط