با ما تماس بگیرید: 88769210-021 | info@tmksh-co.ir

معماری چین - 1000 ق.م تا 1500 م


سرزمین چین در دورترین قسمت شرقی آسیا قرار گرفته و از هندوستان بوسیله کوهستان های بلند جدا گردیده است این سرزمین از مناطق وسیعی پوشیده از کوهستان ها تشکیل شده است. نواحی جلگه ای بیشتر در شمال شرقی قرار دارند و حاصلخیز ترین بخش چین در همین نواحی است که ازقدیمی ترین ایام مسکونی بوده است. دو رودخانه معروف چین زرد یا هوانگو و رود آبی تسیانگ هستند و اقیانوس کویر در شرق این کشور واقع شده است.

سلسله پادشاهی(امپراتوري) چین به ترتیب عبارتند از: هیا، شانگ، جو، چین، هن، دوران سه پادشاهی، سلسله جین، سلسله هاي شمالی و جنوبی سویی، تانگ، پنج سلسله سونگ، یوآن (مغولان) مینگ، چینگ، انقلاب دکتر سون یات سن، انقلاب مائوتسه تونگ.

در چین ادیان به فلسفه هاي گوناگونی رواج داشت که مهمترین آنها اندیشه هاي کنفوسیوسی ، دائوئی (تائوئی) ، و بودایی بود.

آیین بودایی در حدود قرن دوم میلادي از طریق جاده ابریشم که راهی بازرگانی بود، از هند به چین رسید و پیروانی بسیار یافت و بخشی از معماري معابد چین مربوط به آیین بودایی است.

1- معماری چین

معماري چین نیز همانند سایر هنرهاي آن از گستردگی و تنوع فراوان برخوردار است. برخلاف بسیاري ازنظرات که معتقدند چینیان بناهاي بزرگ در مقیاس آثار معماري بین النهرین و مصر نساخته اند، چینی ها مردمانی هوشمند و هنرمند بودند که هر چند آثار معماري آنان گاه به علت استفاده از مصالح کم دوام از بین رفته اند، ولیکن آنچه از این آثار باقی مانده، گویاي این حقیقت است که آثار چینی در حد معماري هاي مصر و بین النهرین و ایران باستان است. به طور کلی معماري چین شامل معابد (کونفوسیوسی، لائوتسه، بودایی)، پاگودا، قصر، دیوار بزرگ چین، خانه و دیرها، آرامگاه ها و معابد صخره اي (غاري) است.

1-1- خانه های چینی

اولین سکونتگاه هاي چینی گودال هایی هستند که بصورت دایره ساخته شده اند و روي آن را با شاخ و برگ درختان پوشانده اند. سپس با پیشرفت در فن خانه سازي، خانه ها از گودال به خانه هایی در روي زمین و از جنس خشت و گل تغییر یافت. این خانه ها در حدود 3 تا 5 بلوك با هم در یک ردیف قرار می گرفتند.



نمونه اي از خانه هاي دوره «هان» که همانند خانه هاي جدید بصورت تعدادي حیاط بود و در اطراف آنها عمارت جداگانه اي وجود داشت و هر یک به اتاق هاي کوچکی تقسیم میشد. باید اشاره نمود سقف بلند و ستوندار آنها با سفال پوشش یافته است و فقط انحناي بام تغییر کرده است.




از نظر تزیینی نمونه هاي خانه گلی دوره هان کاملاً شبیه سبک هاي موجود در چین است. مدخل اصلی در داخل توسط «مانع ارواح» (دیواري در مقابل مدخل) حفاظت می شود، به طوریکه حیاط از داخل خانه از نظر پنهان است. بر اساس عقاید چینی ، شیاطین و ارواح پلید در خط مستقیم حرکت می کردند و این دیوارها در مقابل مدخل مانع ورود آنان به خانه می شده است. ساختن این نوع خانه ها مسلماً در چین در دوره هاي بعدي هم رواج یافت. زیرا با افکار و عقاید چینیان سازگار بود و چندین شاخه خانواده چینی هر کدام در یک حیاط جداگانه اي می زیستند.
معماري خانه امروز چین دقیقاً به نمونه اولیه خویش در هزار سال پیش شباهت دارد ، به بیان دقیق تر نیمرخ مسلط بر سقف که بخش بزرگی از خصوصیات معماري چینی از آن سرچشمه می گیرد، احتمالاً به دوره «چو» یا شانگ مربوط می شود. حتی ساختمان هاي ساده اي که در کنده کاري هاي سنگی دوره هان نقش شده اند، حکایت از وجود سبک و روشی در ساختمان سازي دارند، که امروزه نیز شالوده معماري این کشور به شمار می روند. اجزاي ضروري این ساختمان ها عبارتند از: یک تالار چهارگوشه زیر یک بام نوك تیز با قرنیزهاي برآمده بر روي یک تکه شبکه نگاهدارنده و ستون هاي چوبی، که دیوارها هیچ نقشی در نگاهداري از سقف ندارند بلکه در حکم پرده ها یا تیغه هاي جداکننده اند.
معماري چین در چهارچوب این فرمول محدود، توجهش را بر نماي ساختمان متمرکز می کند، در نخستین سال هاي حاکمیت سلسله هان، ترکیب هایی از زاویه هاي نگاهدارنده فرنیزها، رگه هاي سرجرز و ستون ها براي نگهداري وزن سنگین بام هاي کاشی دار طراحی شدند. معماران با دستکاري در شکل زاویه ها، جان تازه اي در نماي خارجی ساختمان می دمیدند. معماران بعدي با استفاده از این مقدمات ساده، شبکه هاي نگاهدارنده پیچیده اي ابداع کردند. برخی از زاویه هاي نگاهدارنده به موازات دیوارها کار گذاشته می شدند و برخی دیگر براي نگاه داشتن یک تیر حمال (فرسب) یا سگدست دیگر، امتداد می یافتند تا آنکه چند برابر شدن واحدها سرشاري از نور و سایه بوجود آوردند. با افزودن تزئیناتی به رنگ قرمز و لاکی طلایی، تأثیر آن دو چندان می گردید.



کارایی ساختمان غالباً تابع تزیینات آن بود. از شبکه هاي پیچیده زاویه هاي نگاهدارنده، در مواردي که فقط به نگاهداري کمی نیاز بود، براي تزیین استفاده می شد. در نماي خارجی جلوه رنگارنگ پایه ها تضاد دلنشینی با سطح یکنواخت بام نوك تیز ایجاد می کرد. قرنیزهاي برجسته، در دورة تانگ عریض تر نیز شدند و معماران به گوشه ها پیچ می دادند. این قرنیزهای مختصر خمیده در ساختمان هاي بعدي، بویژه در چین جنوبی که شبکه اي از خطوط بالا رونده به کار گرفته شده بود، شدیداً مورد اغراق واقع شدند. ولی در بیشتر نقاط، انحناهاي ملایم سقف ها، به شکل چهارگوشه و تقارن خشکی که نقشه هاي ساختمانی و روش هاي گوناگون جایگزین اجزاء بر معماري تحمیل می کنند، ظرافت خاص می دهند. در طی چند قرن جهت همه ساختمان ها شمالی – جنوبی بوده است.



در معابد یا منازل چینی بام بسیار اهمیت دارد. جنس آن از آجر و کاشی است و اگر بر سریرهاي سلطنتی سایه افکند زرد وگرنه سبز، ارغوانی، سرخ یا آبی است.
1-2- معابد
در معماري هر کشوري پرستشگاه ها از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردارند. سرزمین پهناور و باستانی چین با داشتن آیین هاي مختلف، داراي معابد درخور توجهی است. معابدي از بودائیان، کنفوسیوس و لائودیسه به جاي مانده است که هر یک از انواع پرستشگاه هاي ادیان مورد اشاره حائز ویژگی هاي خاص خود هستند.
1-2-1- معابد بودایی
آیین بودایی چند گاهی بر روان چینیان چیره گردید و منجر به ساختن معابد بزرگی گردید که خرابه هاي آنها اخیراً در ترکستان کشف گردیده و در سراسر چین معابد بودایی نسبتاً باشکوهی دیده می شود. به این معابد راه هاي طبیعی زیبایی منتهی می شود، که معمولاً بر سرازیرهاي پیچ در پیچ کشیده شده و با دروازه هاي راسته اي بنام «پاي لوش» مشخص گردیده است. براي رهانیدن شیطان در بعضی مدخل ها پیکره هاي کراهت انگیز گذاشته شده است.



یکی از بهترین زیارتگاه هاي بودایی معبد «بوداي خفته » در نزدیکی کاخ تابستانی خارج چین است.

رواج آیین بودایی ظاهراً تغییر مهمی در طرح معابد چینی بوجود نیاورد. چون معابد تائویی و بودایی را از روي یک نقشه ساختند که در واقع همان نقشه خانه چینیان بود و آن را براي مقاصد مذهبی آماده می کردند. ترتیب حیاط سازي، با تالارهاي مجاور، شبیه خانه هاي مسکونی بود. تالارهاي عمده واقع در حیاط هاي جلو اختصاص به پرستش خدایان یا بودا داشت در صورتی که نقاط مسکونی در پشت معبد محل اقامت راهبان بود. در آرایش و تزیین تالارهاي اصلی، عواملی وارد شد که دراصل بودایی بود و نفوذ یونانی – هندي را نشان می داد.



عمده مصالح معابد بودایی چوب و سنگ است. سقف شیروانی است و از پوشش سفالی یا چوبی ساخته می شد. در بیشتر معابد روي سقف بنایی به شکل کشتی قرار دارد که از نظر هنر بودایی سمبولیک است و بطور کلی سقف این بناها داراي تزیینات پرکاري است. از جمله تجسمی از اژدها و سیمرغ، طاووس، نقش انسان و بعضی حیوانات مورد علاقه بودا مثل اسب، میمون، فیل، که گاهی از شیشه هاي رنگین در این نوع تزیین استفاده شده است، در معبد رنگ مسلط بر مجموعه بنا رنگ قرمز است.



1-2-2- معابد کنفوسیوسی
دلاویزترین معابد چین آنهایی است که در پکن به دین ملی و رسمی آن کشور اختصاص داده شده است. معبد کنفوسیوس داراي طاق هاي باشکوهی است که با ظرافت بسیار کنده کاري شده ولی خود معبد بیشتر نمودار حالت فلسفی دارد، تا هنري. این معبد را در قرن سیزده ساخته اند و از آن پس بارها تغییر شکل داده و تعمیر شده است. روح استاد اقدس نیاکان، کنفوسیوس، در روي پایه اي چوبین در طاقچه اي نصب گردیده است. مذبح اصلی وقف استاد و سرمشق ده هزار نسل شده است. معبد آسمان و مذبح آسمان نزدیک دیوار جنوبی پکن واقع است. بطور کلی ستون هاي معابد، چوبی و سنگی است و غالباً به صورت ستون پیکره اي از اژدها و سیمرغ است که در روبروي مدخل معبد قرار داده شده است. نقشه مصور معبد کنفوسیوس در جوفو شانتونگ این واقعیت را نشان می دهد که چینی ها به آیین ملی و میهنی خویش تا چه اندازه اهمیت داده اند.



1-3- پاگودا
از آثار برجسته و شاخص هنر معماري خاور دور بویژه چین پاگودا است. این بناها چتري شکل، چند طبقه اند که تعداد طبقات آن ها فرد است. چون عدد زوج در نزد چینی ها نحس است.



پاگودا از درون داراي پله هاي مارپیچی و گردان است. هر چتر به ایوان گردي ختم می شود که مأموران حکومتی در این ایوان ها مسائل مملکتی را بررسی می کردند. دوم اینکه جهت دعا و نیایش بوده و سوم پیشگویان چین در آن بخش طالع بینی می کردند و از طرفی جهت وزش باد را مشخص می نمود. گاهی به عنوان میل راهنما هم مورد استفاده قرار می گرفته است و بر روي طبقه بالایی آن احتمالاً چراغی روشن می کردند.
پاگودا نوعی از ساختمان سازي و معماري بودایی است که در نظر برخی ها به نماد کشور چین تبدیل شده است. این بناها که بیشتر در روستاها برافراشته شده اند، جزء طبیعی آن نقاط به نظر می رسند و از استوپاي هندي تقلید شده اند. بیشتر پاگوداهاي چوبی، با تعداد زیادي قرنیزهاي بالدارشان، تشابهی اندك به گنبدهاي یکپارچه «سانچی» یا «آماراواتی» دارند، ولی منشأشان، مانند منشأ بوداي چینی، باید قندهار بوده باشد. چون در اینجا یک زمانی گونه هاي پیوسته و رفیع استوپا، زائران چینی را تحت تأثیر عظمت خویش قرار داده بود. چینی ها با چنان سرعتی ساختمان استوپا را تقلید کردند که حتی کهن ترین پاگوداها (سده ششم و تا سده هشتم) نشانه هاي اندکی از منشأ هندي خویش دارند. در پاگوداهاي چوبی چینی، آنچه از کل استوپاي هندي برجاي مانده یاستی یا چتر آفتابی بود که در رأس ساختمان مذبور قرار داده می شده است. چینی ها به جاي نقشه گرد، نقشه چهار، شش یا هشت ضلعی را ترجیح می دادند و طبقات را تا ارتفاع حداکثر 90 متر روي یکدیگر می انباشتند. هر طبقه با قرنیزهاي برجسته یا برآمده خودش که خطوط منحنی اش رو به آسمان کشیده می شوند، مشخص می شد.



1-4- دیوار چین
مهمترین آثار چینی ها دیوار چین است، که تا به امروز پا برجا مانده است. این دیوار از شمال شرق به سمت شمال غرب امتداد دارد، که طول آن 6400 کیلومتر و ارتفاع دیوار 7 الی 5/7 متر است. عرض دیوار هم که حدوداً 5/7 است. به فاصله هرچند متر برج هاي دیده بانی در دیوار بزرگ تعبیه گردیده است. خاصیت برج ها در این است که به هنگام رؤیت نیروهاي دشمن در پشت دیوار، مشعل برج هاي روبروئی روشن شده و به فاصله کوتاهی سرتاسر دیوار مشاهده می گردد. دیوار داراي چهار دروازه بزرگ است که در دوره هاي گزشته چین با قدرت حفاظت شده است. مصالح این دیوار از آجر و سنگ است. سازنده این دیوار، «شی هوانگ دي» خاقان «بنیانگذار سلسله چین» بود.



دیوار چین جهت حفاظت چین از هجوم اقوام بیابانگرد زردپوست به نام هون ها، ساخته شد و علل دیگري هم بر این دلیل اضافه نموده اند. یکی جلوگیري از خروج تخم ابریشم و دیگري جلوگیري از فرار و خروج دهقانان و پناهندگان آنها به دربار هون ها بوده است. این دیوار از قرن 4ق.م بصورت دیوارهاي بریده از چینه و گل وجود داشته است. یعنی هر قبیله یا حکمرانی، براي جلوگیري از هجوم بیگانگان یک بخش دیوار را ساخته و هنگامی که «شی هوانگ دي» از سلسله چین به قدرت رسید این دیوارهاي مجزا را به هم متصل نمود و از مصالح سنگ و آجر در آن استفاده کرد.



در ایام حکمروایی هر سلسله اي بخشی به آن اضافه شد و بتدریج دیوار چین به شکلی بهم پیوسته و مستحکم پدید آمد. بطوریکه بناهاي بیشتري به دیوار چین افزوده شد، در هر 2/5 کیلومتر برج هاي دیده بانی ، در هر 5 کیلومتر پست هاي نگهبانی، در هر 15کیلومتر سنگرها و استحکامات و در هر 50 کیلومتر پادگان هایی احداث گردید. پس از سرنگونی سلسله مغولان چین و بیرون راندن آنها از این کشور، سلسله جدید امپراتوري به تجدید بناي دیوار چین همت گمارد. امپراتوران مینگ در حقیقت ناچار به ساختن دیوار تازه اي بودند. زیرا دیوار کهن ویران شده بود. آنان 5650 کیلومتر از دیوار را برپا کردند و 25000 برج نگهبانی و15000 استحکامات به آن افزودند. این دیوار از سنگ و آجر، مخلوطی از آهک و رس ساخته شده و از خلیج بوهاي در مشرق تا استان گان سو در شمال مرکزي امتداد دارد. این دیوار عملاً شامل دو دیوار موازي است که 10 متر ارتفاع دارند و جاده اي پهن و هموار بر بالاي آنها سقف زده است. بر فراز دروازه هاي هر دو انتهاي دیوار چین کتیبه هایی قرار دارند که دروازه شرقی آن «اولین گذرگاه در زیر آسمان» و دروازه غربی آن « آخرین گذرگاه در زیرآسمان» نامیده می شود. این دیوار نقشی فراتر از یک دیوار دفاعی داشته. بلکه راهی براي تأمین ارتباط سریع در امپراتوري بوده است.



2- سبک های معماری چینی
در ساختمان هاي مذهبی اعم از پاگوداها و معبدها، می توان دو سبک مشخص معماري چینی را مشاهده کرد. این دو سبک معمولاً شمالی و جنوبی خوانده می شود، ولی رواج آنها همیشه دقیقاً مطابق جغرافیایی نبوده است. در یونا، که یکی از جنوبی ترین ایلات چین است، سبک شمالی رواج دارد و در جنوب منچوري، نمونه هایی از سبک جنوبی دیده می شود. این موارد استثنایی دلایل تاریخی دارد. یونا در دوره هاي مینگ و اوایل منچو، تحت تأثیر نفوذهاي شدید شمال قرار گرفت و حال آنکه منچوري از طرف جنوب و از طریق راه دریایی تحت تأثیر واقع شد.



2-1- سبک جنوبی
تفاوت هاي عمده میان این دو سبک عبارتند از: انحناي شیب سقف و مقدار تزیینات لبه بام ها و پیش آمدگی آنهاست. در سبک جنوبی، سقف ها به اندازه اي انحنا پیدا می کند که گوشه هاي آنها، مثل شاخ گاو به طرف بالا متمایل می شود. در کناره هاي بام ها، غالباً به اندازه اي مجسمه هاي کوچک خدایان تاتوئی و جانوران اسطوره اي می گذاشتند که خطوط خود سقف تقریباً محو می شد. پیش آمدگی بام ها و ستون ها نیز به همین ترتیب داراي انحناها و تزییناتی بود و هیچ قسمت از سطح را صاف و بدون تزیینات نمی گذاشتند. از دیدگاه هنري، ساختمان هاي مزبور زیاد مورد تحسین نیست. زیرا اگرچه خود انحناها و تزیینات دلپذیر است، ولی خطوط ساختمان ها روي هم رفته از نظر ناپدید می شود و نمایی پدید می آید که پیداست پیچاپیچ و انبوه است و چینی ها به این سبک علاقه اي ندارند.



2-2- سبک شمالی را غالباً سبک قصري می نامند، زیرا که بهترین نمونه هاي این نوع معماري را در عمارات باشکوه شهر ممنوع و آرامگاه هاي خاقان هاي سلسله مینگ و منچو می توان دید. در سبک قصري، انحناي بام نرم است و به شیب و سقف چادر شبیه شده است، اگر چه این عقیده که سبک مزبور با توجه به خاطرات چادرهاي بزرگ خاقان هاي مغول بوجود آمده است، در واقع اساسی ندارد. تزیینات نیز کمتر و محدودتر است. مجسمه فقط در گوشه هاي بام ها دیده می شود و اندازه آن کوچکتر است، ولی نسبت به مجسمه هاي ساختمان هاي جنوبی، بیشتر تابع سبک خاصی است. در«شانسی» نوعی سازگاري دلپذیر میان زیاده روي این جنبه سبک جنوبی و سبک قصرهاي پکن به چشم می خورد. در اینجا حاشیه بام ها را با مجسمه هاي کوچک و زیبا و نیرومند مردانی که بر اسبان تیز تک سوارند آراسته اند.



نظر شما در مورد این مطلب


مطالب مرتبط